تبليغاتX
مدیربرتر

مدیربرتر

مدیریت نوین. تکنولوژی اطلاعات

نقش سیستمهای اطلاعات مدیریت وتکنولوژی اطلاعات در تصمیم گیری موثر
نویسنده : علی عابدینی فر - ساعت 14:38 روز چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
 
مقاله فوق را از لینک زیر دریافت کنید

نویسنده دکتر شمس السادات زاهدی

http://rapidshare.com/files/245941626/The_role_of_MIS_in_Effective_dicision_making.pdf.html


 
 
سواد اطلاعاتي نياز حياتي جامعه اطلاعاتي
نویسنده : علی عابدینی فر - ساعت 8:38 روز چهارشنبه بیستم خرداد 1388
 

ایسنا:سواد اطلاعاتي مفهومي است كه در نتيجه تحولات و تغييرات سريع در فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي پيدا شده و مجموعه مهارت‌هايي است كه فرد به‌منظور ادامه حيات در جامعه اطلاعاتي به آن‌ها نيازمند است. اين سواد، قدرت دسترسي مؤثر به اطلاعات با ارزش، آگاهي از چگونگي سازماندهي دانش و اطلاعات، روش‌هاي مختلف جست‌وجو، توان تشخيص مشکل و شناخت مؤثرترين اطلاعات براي رفع آن است.

سواد اطلاعاتي هم‌چنين يک نگرش و مهارت جديد براي انجام وظايف در جامعه جديد به شمار مي‌آيد. فرد با سواد اطلاعاتي، ارزش اطلاعات را تشخيص داده و وقتي براي حل مشکلي، به اطلاعات نيازمند است، توانايي پيدا کردن و تحليل آن‌ها را داشته و قادر است محتواي اطلاعات را با ديد انتقادي ارزيابي کند؛ هم‌چنين استفاده از محتواي اطلاعاتي را به درستي و با مهارت انجام مي‌دهد و از طرفي، توانايي ايجاد محتواي کيفي را نيز دارد.

*تولد سواد اطلاعاتي

به گزارش خبرنگار جامعه‌ي اطلاعاتي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تعبير سواد اطلاعاتي را نخستين بار پل ژوكروفسكي به‌كار برد. وي در طرح پيشنهادي خود به كميسيون ملي علوم كتابداري و اطلاع‌رساني (ان.سي.ال.آي.اس.)ايالات متحده در 1974، به تبيين اهداف دستيابي به سواد اطلاعاتي پرداخت. او كسي را داراي سواد اطلاعاتي مي‌داند كه براي استفاده از منابع اطلاعاتي آموزش ديده باشد و بتواند با استفاده از اطلاعات، مسائل خود را حل كند.

*رابطه سواد اطلاعاتي با شيوه تفكر

در دهه 1980 عنصر فن‌آوري نيز به تعريف سواد اطلاعاتي وارد شد. انجمن صنعت اطلاعات در 1952 اعلام كرد "سواد اطلاعاتي دانشي است كه به فرد كمك مي‌كند بداند چگونه و كجا براي رسيدن به منابع دانش از فن‌آوري اطلاعاتي استفاده كند".

در همين دهه ويليام دمو تحت تأثير نوآوري‌هاي فن‌آوري در پردازش، ذخيره‌سازي، بازيابي و انتقال اطلاعات تعريف جديدي از سواد اطلاعاتي ارائه كرد كه "سواد اطلاعاتي مهارت و دانش دسترسي مؤثر به اطلاعات و ارزيابي آن، هنگام نياز است".

به نظر او سواد اطلاعاتي با شيوه تفكر رابطه مستقيمي دارد. پشتكار، توجه به جزئيات و دقت در پذيرش عقايد منتشر شده صفاتي هستند كه به پرورش اين مهارت كمك مي‌كنند.

اما امروز وجود رايانه‌ها و منابع الكترونيكي و استفاده از آن‌ها توسط كاربران كتابخانه‌ها، باعث شده است سواد اطلاعاتي را "سواد اطلاعاتي ديجيتالي" نيز بنامند. سواد اطلاعاتي ديجيتالي توانايي ارزيابي، مكان‌يابي، تركيب و استفاده بهينه از اطلاعات، شبكه‌هاي ارتباطي و منابع الكترونيكي است.

*زندگي در جامعه‌ي اطلاعاتي نيازمند سواد اطلاعاتي

علي‌اكبر جلالي - استاد دانشگاه - در اين‌باره معتقد است: جامعه اطلاعاتي جايي است كه توليد، توزيع و استفاده از اطلاعات براي تمامي امور زندگي به صورت آزادانه در دسترس همگان قرار داشته باشد. سواد، امروز مجموعه‌ عملياتي است كه يك شهروند الكترونيكي بايد براي انجام امور زندگي خود در يك شهر الكترونيكي يا جامعه‌ي مجازي از آن برخوردار باشد. در چنين جامعه‌اي كه همه مردم مي‌توانند از اطلاعات خام و پرورده‌ استفاده كنند شانس ارتقاي زندگي بهتر و دسترسي به مشاغل برتر بيشتر خواهد شد.

به گفته‌ي او توانايي استفاده از رايانه، اينترنت و كاربردهاي فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات بخشي از سواد اطلاعاتي را تشكيل مي‌دهند كه بايد نگاه شهروندان به جامعه‌ي اطلاعاتي، متفاوت از جامعه سنتي باشد تا بتوانند جامعه‌ي جهاني اطلاعاتي را درك كنند.

*آموزش سواد اطلاعاتي

اما پيوند ميان يادگيري و سواد اطلاعاتي، مؤسسات آموزشي را بر آن داشت تا به تلفيق آموزش اين مهارت با برنامه‌هاي درسي خود بينديشند. برخي صاحب‌نظران، مخالف جداسازي آموزش سواد اطلاعاتي از ساير برنامه‌هاي آموزشي هستند و معتقدند آموزش سواد اطلاعاتي بايد بستر رشد و گسترش ساير الگوهاي آموزشي باشد. عده‌اي نيز بر اين عقيده‌اند كه سواد اطلاعاتي به‌عنوان يك درس دانشگاهي قابل آموزش است و اهميت مهارت‌هاي مرتبط با اين مفهوم نيز ايجاب مي‌كند همچون ساير دروس در همه رشته‌هاي مختلف دانشگاهي تدريس شود.

توانايي‌هاي فني (سواد رايانه‌يي)، توانايي‌هاي ذهني (سواد عمومي يا سنتي) و توانايي‌هاي ارتباطي از انواع توانايي‌هاي مورد استفاده در سواد اطلاعاتي محسوب مي‌شوند، ‌ضمن اينكه توانايي تشخيص نياز اطلاعاتي، شناسايي روش‌هاي دسترسي به اطلاعات، تدوين استراتژي‌هاي لازم براي جست‌وجو، مهارت‌هاي جست‌وجو و دسترسي، توانايي مقايسه و ارزيابي منابع، سازماندهي، کاربرد و برقراري ارتباط و نيز نمايش اطلاعات و مشارکت در ايجاد دانش جديد هفت اصل مهم در سواد اطلاعاتي هستند.

*تاثير توسعه‌ي تكنولوژي بر افزايش سطح سواد اطلاعاتي

حسينعلي افخمي - مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي - هم در اين‌باره مي‌گويد: سواد اطلاعاتي فن و توانمندي استفاده از رايانه و ابزارهاي مرتبط به آن است.

وي با بيان اينكه توسعه‌ تكنولوژي مخابرات و اينترنت پرسرعت عوامل موثر افزايش سطح سواد اطلاعاتي است، تصريح كرد: به موازات ورود تكنولوژي ديجيتال بسياري از كشورها بودجه‌اي را در جهت گسترش فن‌آوري‌هاي نوين مدارس اختصاص دادند تا محتواي كتا‌ب‌هاي درسي الكترونيكي شده و زيرساخت‌هاي آن به منظور دسترسي آسان به تلفن، رايانه و خدمات پس از فروش آن‌ها فراهم شود.

افخمي تصريح كرد: بايد آموزش را در سطح دانشگاه، كليه‌ي مدارس و استان‌ها ارتقا دهيم و اين آموزش در سطح دانشگاه به سمت الكترونيكي شدن پيش رود.

*استانداردهاي سواد اطلاعاتي

فردي كه خود را با سواد اطلاعاتي مي‌داند، بايد قادر باشد به صورت مفيد ومؤثر به اطلاعات دسترسي داشته باشد، اطلاعات را بصورت کامل و انتقادي ارزيابي كرده و هم‌چنين به طور دقيق و خلاق از آنها استفاده كند.

*مهارت‌هاي مورد نياز سواد اطلاعاتي

به منظور کاربرد صحيح منابع اطلاعاتي الکترونيکي، محققان بايد تا حد امکان سواد رايانه‌يي و سواد اطلاعاتي خود را ارتقاء دهند كه بهترين ابزار براي اين کار نيز استفاده از اينترنت است. استفاده بهينه از فن‌آوري‌هاي روز و انواع خاص مهارت‌هاي کتابخانه‌يي مي تواند کاربران را در اين امرکمک كند .

علاوه بر اين، توسعه مهارت‌هاي تحقيق و ارتباطات درست هم يکي از راهکارهاي مهم و ارزشمند در اين رابطه است و اهميت اين بحث را بيش از پيش نشان مي‌دهد، ضمن اينكه به عقيده تحليلگران سواداطلاعاتي نقش مهمي در رضايت فردي در توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي داشته و بر همين اساس بسياري كشورهاي آزاد انديش به ارتقاي سواد اطلاعاتي شهروندان به عنوان ابزار اساسي توسعه به طور ويژه توجه دارند كه تغيير نظام آموزشي مدارس و دانشگاه‌ها و نيز تحول در عمليات کتابخانه‌يي با توجه به نقش کتابخانه‌هاي عمومي در ارتقاي سواد اطلاعاتي از عمده‌ترين برنامه‌هاي اين کشورها در همين راستا است.

به گفته كارشناسان يكي از فرآورده‌هاي عصر فراصنعتي، جامعه‌ي اطلاعاتي است كه دولت بايد سرمايه‌گذاري‌هايي در اين زمينه انجام دهد تا شهروندان بتوانند از مدرن‌ترين تكنولوژي‌هاي موجود استفاده كنند،‌ضمن اينكه فضاي اطلاعات در جامعه‌ي اطلاعاتي نيز بايد روان‌سازي شود و براي تحقق آن هم فراهم كردن بستر لازم در كشورهاي جهان سوم ضروري است.

سواد اطلاعاتي؛ برنامه‌ريزي‌ كلان و هدف نهايي

اميد مسعودي - مدير گروه ارتباطات دانشگاه سوره - در اين‌باره معتقد است: در حوزه سواد اطلاعاتي با توجه به توانمندي‌هاي كسب شده در كشور نسبت به كشورهاي در حال توسعه وضعيت مناسبي داريم، اما نسبت به كشورهاي پيشرفته در سطح پاييني قرار داريم كه بايد با برنامه‌ريزي‌هاي كلان و بلند مدت به هدف نهايي خود كه همان سند چشم‌انداز توسعه‌ي ايران است، برسيم.

تحليلگران بر اين باورند با توجه به اينكه ايران، كشوري در حال توسعه بوده و علاوه بر آن، درآمد كشور مبتني بر فروش مواد خام است و اين درآمد نيز به طور عادلانه توزيع نمي‌شود، بهتر است در وهله‌ي اول از لحاظ بسترسازي، زيرساخت‌هاي توليد اطلاعات، روان‌سازي و تسهيل گردش اطلاعات و هم‌چنين تدوين قوانين لازم، شرايط مناسبي فراهم شده و سهم بودجه‌ي بيش‌تري به توسعه‌ي فن‌آوري نوين در مدارس اختصاص يابد.

علاوه بر اين با توجه به فراهم نبودن فضاي باز سياسي و اجتماعي در كشور براي تبادل اطلاعات بدون هيچ‌گونه محدوديت، قطعا بايد شرايط بهتري براي آموزش و توسعه سواد اطلاعاتي، در دنياي امروز كه با سرعتي روزافزون به سمت جامعه اطلاعاتي پيش مي رود، فراهم شود. بي‌شك تعلل در اين زمينه كشور را بيش از پيش در حوزه جامعه اطلاعاتي در قدم‌هاي ابتدايي نگاه خواهد داشت.

منابع مورد استفاده:

- سايت مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

- دايرةالمعارف كتابداري و اطلاع‌رساني


 
 
13 تجربه از يك كارمند دولت
نویسنده : علی عابدینی فر - ساعت 22:48 روز جمعه هشتم خرداد 1388
 

يكي از دوستان ما روي دست آقاي «برايان تريسي» رو زده و 13 تجربه ناب براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي در ايران رو  كشف كرده.

در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد:

1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است.

2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود.

3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد!

4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد!

5- دريك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد

6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود.. آن مشكل، شما هستيد!

 7-در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد.

8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد!

9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد.

10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!»

11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است.

 12-در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است.

13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!
 
 
تصویر ذهنی
نویسنده : علی عابدینی فر - ساعت 22:43 روز جمعه هشتم خرداد 1388
 

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود .

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن ۵ کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان ۵ کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید

نورمن وینست پیل